اس ام اس دلتنگی پاییز ۹۲

من و یک پاییز و یک مهر در جاده ای پر پیچ و خم از برگ های نم پاییزی ، کمی مه و کمی بوی آتش
چه لذتی داشت اگر تو هم کنارم بودی …

.

.

چشم به راه توام پاییز ، از بهار و تابستان گرم نشد آبی …
بیا پاییز جادوگر ! طلایی کن سبزینه برگ های درخت آرزوهارا …

 

پاییز شده و خرمالوهای لبانت گل انداخته ؛ مرا به نوبرانه ای گس مهمان کن !
پائیز مبارک …

 

تمام آنچه که از زندگی می خواهم :
یک غروب پنجشنبه پاییزی ست با پنجره ای رو به درختها و کلاغها و هوای ملس و مرموز مهر با یک فنجان چای تازه دم و یک برش بزرگ از کیک خانگی مادرم با موسیقی دلبخواهی و خیالی که از بابت تو سخت راحت است !

 

پاییز تابناک آه ای شروع پاک
هر نم نمت نشست بر دوش نرم خاک
وقتی که دست تو آرامش من است
چشمان آسمان از عشق روشن است
من از تو عاشقم من فصل بی بهار
یک عمر در تو هست پاییزی ام ببار

 

مثل همیشه مرا کاشت و رفت
این بار آمدنش یک سال طول کشید
پاییز آمد ، حسابى میوه داده بودم
حالا هر سال پاییز مى آید ، دلتنگى هایم را مى چیند و مى رود …

 

پاییز منم که هر روز چهره ی زردم را با سیلی دروغهایت سرخ می کنم تا هرگز نفهمی آنکه بهار سبزم را به خزان نشاند تو بودی …

 

پاییز دلگیر نیست ، دلم گیرِ پاییز است …

 

کاش چشمانم را می بستم و اول زمستان باز میکردم !
امسال بی تو تحمل نبودنت را در پاییز ندارم …

 

برگ بر روی درخت نیست که نیست
مرغک دل به هوا پر زد و رفت
روی شاخک های این بید کهن
قُمری من به کجا پر زد و رفت ؟

 

“پاییز با چمدانی از خاطره نزدیک است”
من و پاییز سالهاست پیچیده‌ایم به هم …

از دم سرد خزان برگی که می افتد به خاک
از جهان بی برگ رفتن یاد می آید مرا …

 

غم انگیز است پاییز و غم انگیزتر وقتی تو باشی و من برگها را با خیالت تنها قدم بزنم …

 

این مهر که از راه رسد دیگر تو را دست باد نمی سپارم ، به قاصدک ها اعتباری نیست !
این مهر که بیاید دیگر حتی تو را با روزهای اول مدرسه هم معاوضه نخواهم کرد ، نه برگها و نه باران !
این مهر که بیاید تو را در دلم ، جانم و همه ی شعرهایم جا میدهم …

 

چکه چکه ابری از برگ می بارد تا که درخت دل سبک کند و به خواب رود در امتدادی از زمستان …

 

حرف تازه ای ندارم فقط خزان در راه است …
کلاه بگذار سر خاطراتی که یخ زده اند شاید یادت بیفتد جیب هایت را وقتی دست هایم مهمانشان بودند !

 

کاش میشد به جای ساعت فصل ها را عقب کشید ؛ آنوقت دوباره تابستان میشد و من برای تو گوشواره های گیلاس می چیدم …

 

تنهایی نام دیگر پاییز است
هرچه عمیق تر برگ ریزان خاطره هایت بیشتر …

 

من دوست دارم
تو را
پاییز را
قهوه را
سیگار را
اکنون کنارم هست پاییز ، قهوه ، سیگار
اما تو …

 

پاییز مرا عاشق می کند ، باران عاشق تر
حالا تو بگو این باران پاییزی با من چه می کند ؟

 

فراموشی می آید مانند همین پاییز با ابرهای سهمگینش …
دیروز برگ خشکی دیدم که نمی دانست از کدام شاخه جدا شده !

 

بوی پاییز میدهد تابستان این روزها ؛ گویا که شهریور عاشق شده است !

 

به یاد رسم دلتنگی به یاد لحظه هایم باش
در این پاییز تنهایی تو تنها آشنایم باش

پاییز پنجره ای ست که از اتاق من به هوای تو باز میشود …

 

تابستان رخت سفر بر تن کرده و پاییز با تمام عاشقانه هایش در راه آمدن …
اما کسی هنوز اینجا درگیر کشف فصل آمدن توست !

 

شهریور هم در حال رفتن است ، قلب من اما هنوز تیر نبودنش را می کشد …

 

همره باد سرد پاییزی
سرنوشت من و تو گشته جدا
رهسپاری عشق من اکنون
می سپارم تو را به دست خدا

 

بوی پاییز از وجود من کوچ نکرده است !
پنجره را که باز می کنم برگ های سبز درخت های بهار به من اخم می کنند …

 

چه کرده ای که زمستان ، بهار و تابستان همیشه بوی تو را می دهد ای پاییز ؟؟؟

 

پاییز را دوست دارم چون معافم می کند از پنهان کردن دردی که در صدایم می پیچد ، اشکی که در نگاهم می چرخد …
آخر هم خیال می کنند که سرما خورده ام !

جوفراست راهنمای خانواده





با وارد کردن ایمیل خودتان در کادر زیر و زدن دکمه مشترک شوید همواره جدیدترین ارسالهای سایت به ایمیل شما ارسال میشود: :

Delivered by FeedBurner

√ سیب دانلود دانلود رایگان بازی،اندروید،نرم افزار،آموزش زبان،موبایل

به اشتراک بگذارید

توضیحات :

نویسنده : admin | تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۹۲
تعداد مشاهده : 393 بار | دیدگاه : بدون دیدگاه
موضوعات: اس ام اس عاشقانه


برچسب ها

, , , , , , , , , ,


دیدگاه ها :

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)